📖 دیوان حافظ

در این بخش تمامی غزلیات خواجه حافظ شیرازی را آورده ایم. برای انتخاب غزل مورد نظر می توانید شماره آن را انتخاب کنید و یا با وارد کردن قسمتی از غزل در قسمت جستجوی سایت، آن را جستجو کنید.

🌹 ﴾ لسان‌الغیب ﴿ 🌹

غزل شماره 1

الا یا ایها الساقی ادر کاسا و ناولها ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 2

صلاح کار کجا و من خراب کجا ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 3

اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 4

صبا به لطف بگو آن غزال رعنا را ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 5

دل می رود ز دستم صاحب دلان خدا را ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 6

به ملازمان سلطان که رساند این دعا را ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 7

صوفی بیا که آینه صافیست جام را ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 8

ساقیا برخیز و درده جام را ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 9

رونق عهد شباب است دگر بستان را ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 10

دوش از مسجد سوی میخانه آمد پیر ما ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 11

ساقی به نور باده برافروز جام ما ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 12

ای فروغ ماه حسن از روی رخشان شما ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 13

می دمد صبح و کله بست سحاب ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 14

گفتم ای سلطان خوبان رحم کن بر این غریب ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 15

ای شاهد قدسی که کشد بند نقابت ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 16

خمی که ابروی شوخ تو در کمان انداخت ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 17

سینه از آتش دل در غم جانانه بسوخت ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 18

ساقیا آمدن عید مبارک بادت ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 19

ای نسیم سحر آرامگه یار کجاست ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 20

روزه یک سو شد و عید آمد و دل ها برخاست ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 21

دل و دینم شد و دلبر به ملامت برخاست ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 22

چو بشنوی سخن اهل دل مگو که خطاست ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 23

خیال روی تو در هر طریق همره ماست ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 24

مطلب طاعت و پیمان و صلاح از من مست ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 25

شکفته شد گل حمرا و گشت بلبل مست ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 26

زلف آشفته و خوی کرده و خندان لب و مست ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 27

در دیر مغان آمد یارم قدحی در دست ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 28

به جان خواجه و حق قدیم و عهد درست ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 29

ما را ز خیال تو چه پروای شراب است ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 30

زلفت هزار دل به یکی تار مو ببست ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 31

آن شب قدری که گویند اهل خلوت امشب است ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 32

خدا چو صورت ابروی دلگشای تو بست ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 33

خلوت گزیده را به تماشا چه حاجت است ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 34

رواق منظر چشم من آشیانه توست ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 35

برو به کار خود ای واعظ این چه فریادست ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 36

تا سر زلف تو در دست نسیم افتادست ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 37

بیا که قصر امل سخت سست بنیادست ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 38

بی مهر رخت روز مرا نور نماندست ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 39

باغ مرا چه حاجت سرو و صنوبر است ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 40

المنه لله که در میکده باز است ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 41

اگر چه باده فرح بخش و باد گل بیز است ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 42

حال دل با تو گفتنم هوس است ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 43

صحن بستان ذوق بخش و صحبت یاران خوش است ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 44

کنون که بر کف گل جام باده صاف است ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 45

در این زمانه رفیقی که خالی از خلل است ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 46

گل در بر و می در کف و معشوق به کام است ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 47

به کوی میکده هر سالکی که ره دانست ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 48

صوفی از پرتو می راز نهانی دانست ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 49

روضه خلد برین خلوت درویشان است ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 50

به دام زلف تو دل مبتلای خویشتن است ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 51

لعل سیراب به خون تشنه لب یار من است ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 52

روزگاریست که سودای بتان دین من است ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 53

منم که گوشه میخانه خانقاه من است ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 54

ز گریه مردم چشمم نشسته در خون است ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 55

خم زلف تو دام کفر و دین است ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 56

دل سراپرده محبت اوست ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 57

آن سیه چرده که شیرینی عالم با اوست ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 58

سر ارادت ما و آستان حضرت دوست ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 59

دارم امید عاطفتی از جانب دوست ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 60

آن پیک نامور که رسید از دیار دوست ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 61

صبا اگر گذری افتدت به کشور دوست ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 62

مرحبا ای پیک مشتاقان بده پیغام دوست ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 63

روی تو کس ندید و هزارت رقیب هست ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 64

اگر چه عرض هنر پیش یار بی ادبیست ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 65

خوشتر ز عیش و صحبت و باغ و بهار چیست ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 66

بنال بلبل اگر با منت سر یاریست ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 67

یا رب این شمع دل افروز ز کاشانه کیست ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 68

ماهم این هفته برون رفت و به چشمم سالیست ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 69

کس نیست که افتاده آن زلف دوتا نیست ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 70

مردم دیده ما جز به رخت ناظر نیست ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 71

زاهد ظاهرپرست از حال ما آگاه نیست ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 72

راهیست راه عشق که هیچش کناره نیست ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 73

روشن از پرتو رویت نظری نیست که نیست ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 74

حاصل کارگه کون و مکان این همه نیست ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 75

خواب آن نرگس فتان تو بی چیزی نیست ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 76

جز آستان توام در جهان پناهی نیست ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 77

بلبلی برگ گلی خوش رنگ در منقار داشت ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 78

دیدی که یار جز سر جور و ستم نداشت ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 79

کنون که می دمد از بوستان نسیم بهشت ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 80

عیب رندان مکن ای زاهد پاکیزه سرشت ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 81

صبحدم مرغ چمن با گل نوخاسته گفت ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 82

آن ترک پری چهره که دوش از بر ما رفت ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 83

گر ز دست زلف مشکینت خطایی رفت رفت ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 84

ساقی بیار باده که ماه صیام رفت ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 85

شربتی از لب لعلش نچشیدیم و برفت ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 86

ساقی بیا که یار ز رخ پرده برگرفت ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 87

حسنت به اتفاق ملاحت جهان گرفت ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 88

شنیده ام سخنی خوش که پیر کنعان گفت ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 89

یا رب سببی ساز که یارم به سلامت ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 90

ای هدهد صبا به سبا می فرستمت ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 91

ای غایب از نظر به خدا می سپارمت ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 92

میر من خوش می روی کاندر سر و پا میرمت ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 93

چه لطف بود که ناگاه رشحه قلمت ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 94

زان یار دلنوازم شکریست با شکایت ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 95

مدامم مست می دارد نسیم جعد گیسویت ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 96

درد ما را نیست درمان الغیاث ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 97

تویی که بر سر خوبان کشوری چون تاج ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 98

اگر به مذهب تو خون عاشق است مباح ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 99

دل من در هوای روی فرخ ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 100

دی پیر می فروش که ذکرش به خیر باد ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 101

شراب و عیش نهان چیست کار بی بنیاد ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 102

دوش آگهی ز یار سفرکرده داد باد ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 103

روز وصل دوستداران یاد باد ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 104

جمالت آفتاب هر نظر باد ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 105

صوفی ار باده به اندازه خورد نوشش باد ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 106

تنت به ناز طبیبان نیازمند مباد ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 107

حسن تو همیشه در فزون باد ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 108

خسروا گوی فلک در خم چوگان تو باد ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 109

دیر است که دلدار پیامی نفرستاد ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 110

پیرانه سرم عشق جوانی به سر افتاد ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 111

عکس روی تو چو در آینه جام افتاد ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 112

آن که رخسار تو را رنگ گل و نسرین داد ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 113

بنفشه دوش به گل گفت و خوش نشانی داد ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 114

همای اوج سعادت به دام ما افتد ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 115

درخت دوستی بنشان که کام دل به بار آرد ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 116

کسی که حسن و خط دوست در نظر دارد ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 117

دل ما به دور رویت ز چمن فراغ دارد ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 118

آن کس که به دست جام دارد ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 119

دلی که غیب نمای است و جام جم دارد ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 120

بتی دارم که گرد گل ز سنبل سایه بان دارد ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 121

هر آن کو خاطر مجموع و یار نازنین دارد ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 122

هر آن که جانب اهل خدا نگه دارد ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 123

مطرب عشق عجب ساز و نوایی دارد ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 124

آن که از سنبل او غالیه تابی دارد ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 125

شاهد آن نیست که مویی و میانی دارد ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 126

جان بی جمال جانان میل جهان ندارد ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 127

روشنی طلعت تو ماه ندارد ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 128

نیست در شهر نگاری که دل ما ببرد ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 129

اگر نه باده غم دل ز یاد ما ببرد ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 130

سحر بلبل حکایت با صبا کرد ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 131

بیا که ترک فلک خوان روزه غارت کرد ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 132

به آب روشن می عارفی طهارت کرد ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 133

صوفی نهاد دام و سر حقه باز کرد ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 134

بلبلی خون دلی خورد و گلی حاصل کرد ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 135

چو باد عزم سر کوی یار خواهم کرد ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 136

دست در حلقه آن زلف دوتا نتوان کرد ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 137

دل از من برد و روی از من نهان کرد ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 138

یاد باد آن که ز ما وقت سفر یاد نکرد ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 139

رو بر رهش نهادم و بر من گذر نکرد ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 140

دلبر برفت و دلشدگان را خبر نکرد ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 141

دیدی ای دل که غم عشق دگربار چه کرد ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 142

دوستان دختر رز توبه ز مستوری کرد ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 143

سال ها دل طلب جام جم از ما می کرد ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 144

به سر جام جم آن گه نظر توانی کرد ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 145

چه مستیست ندانم که رو به ما آورد ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 146

صبا وقت سحر بویی ز زلف یار می آورد ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 147

نسیم باد صبا دوشم آگهی آورد ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 148

یارم چو قدح به دست گیرد ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 149

دلم جز مهر مه رویان طریقی بر نمی گیرد ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 150

ساقی ار باده از این دست به جام اندازد ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 151

دمی با غم به سر بردن جهان یک سر نمی ارزد ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 152

در ازل پرتو حسنت ز تجلی دم زد ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 153

سحر چون خسرو خاور علم بر کوهساران زد ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 154

راهی بزن که آهی بر ساز آن توان زد ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 155

اگر روم ز پی اش فتنه ها برانگیزد ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 156

به حسن و خلق و وفا کس به یار ما نرسد ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 157

هر که را با خط سبزت سر سودا باشد ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 158

من و انکار شراب این چه حکایت باشد ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 159

نقد صوفی نه همه صافی بی غش باشد ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 160

خوش است خلوت اگر یار یار من باشد ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 161

کی شعر تر انگیزد خاطر که حزین باشد ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 162

خوش آمد گل وز آن خوشتر نباشد ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 163

گل بی رخ یار خوش نباشد ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 164

نفس باد صبا مشک فشان خواهد شد ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 165

مرا مهر سیه چشمان ز سر بیرون نخواهد شد ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 166

روز هجران و شب فرقت یار آخر شد ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 167

ستاره ای بدرخشید و ماه مجلس شد ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 168

گداخت جان که شود کار دل تمام و نشد ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 169

یاری اندر کس نمی بینیم یاران را چه شد ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 170

زاهد خلوت نشین دوش به میخانه شد ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 171

دوش از جناب آصف پیک بشارت آمد ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 172

عشق تو نهال حیرت آمد ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 173

در نمازم خم ابروی تو با یاد آمد ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 174

مژده ای دل که دگر باد صبا بازآمد ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 175

صبا به تهنیت پیر می فروش آمد ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 176

سحرم دولت بیدار به بالین آمد ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 177

نه هر که چهره برافروخت دلبری داند ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 178

هر که شد محرم دل در حرم یار بماند ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 179

رسید مژده که ایام غم نخواهد ماند ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 180

ای پسته تو خنده زده بر حدیث قند ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 181

بعد از این دست من و دامن آن سرو بلند ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 182

حسب حالی ننوشتی و شد ایامی چند ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 183

دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 184

دوش دیدم که ملایک در میخانه زدند ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 185

نقدها را بود آیا که عیاری گیرند ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 186

گر می فروش حاجت رندان روا کند ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 187

دلا بسوز که سوز تو کارها بکند ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 188

مرا به رندی و عشق آن فضول عیب کند ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 189

طایر دولت اگر باز گذاری بکند ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 190

کلک مشکین تو روزی که ز ما یاد کند ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 191

آن کیست کز روی کرم با ما وفاداری کند ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 192

سرو چمان من چرا میل چمن نمی کند ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 193

در نظربازی ما بی خبران حیرانند ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 194

سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 195

غلام نرگس مست تو تاجدارانند ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 196

آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 197

شاهدان گر دلبری زین سان کنند ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 198

گفتم کی ام دهان و لبت کامران کنند ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 199

واعظان کاین جلوه در محراب و منبر می کنند ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 200

دانی که چنگ و عود چه تقریر می کنند ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 201

شراب بی غش و ساقی خوش دو دام رهند ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 202

بود آیا که در میکده ها بگشایند ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 203

سال ها دفتر ما در گرو صهبا بود ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 204

یاد باد آن که نهانت نظری با ما بود ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 205

تا ز میخانه و می نام و نشان خواهد بود ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 206

پیش از اینت بیش از این اندیشه عشاق بود ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 207

یاد باد آن که سر کوی توام منزل بود ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 208

خستگان را چو طلب باشد و قوت نبود ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 209

قتل این خسته به شمشیر تو تقدیر نبود ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 210

دوش در حلقه ما قصه گیسوی تو بود ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 211

دوش می آمد و رخساره برافروخته بود ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 212

یک دو جامم دی سحرگه اتفاق افتاده بود ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 213

گوهر مخزن اسرار همان است که بود ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 214

دیدم به خواب خوش که به دستم پیاله بود ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 215

به کوی میکده یا رب سحر چه مشغله بود ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 216

آن یار کز او خانه ما جای پری بود ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 217

مسلمانان مرا وقتی دلی بود ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 218

در ازل هر کو به فیض دولت ارزانی بود ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 219

کنون که در چمن آمد گل از عدم به وجود ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 220

از دیده خون دل همه بر روی ما رود ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 221

چو دست بر سر زلفش زنم به تاب رود ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 222

از سر کوی تو هر کو به ملالت برود ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 223

هرگزم نقش تو از لوح دل و جان نرود ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 224

خوشا دلی که مدام از پی نظر نرود ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 225

ساقی حدیث سرو و گل و لاله می رود ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 226

ترسم که اشک در غم ما پرده در شود ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 227

گر چه بر واعظ شهر این سخن آسان نشود ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 228

گر من از باغ تو یک میوه بچینم چه شود ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 229

بخت از دهان دوست نشانم نمی دهد ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 230

اگر به باده مشکین دلم کشد شاید ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 231

گفتم غم تو دارم گفتا غمت سر آید ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 232

بر سر آنم که گر ز دست برآید ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 233

دست از طلب ندارم تا کام من برآید ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 234

چو آفتاب می از مشرق پیاله برآید ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 235

زهی خجسته زمانی که یار بازآید ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 236

اگر آن طایر قدسی ز درم بازآید ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 237

نفس برآمد و کام از تو بر نمی آید ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 238

جهان بر ابروی عید از هلال وسمه کشید ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 239

رسید مژده که آمد بهار و سبزه دمید ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 240

ابر آذاری برآمد باد نوروزی وزید ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 241

معاشران ز حریف شبانه یاد آرید ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 242

بیا که رایت منصور پادشاه رسید ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 243

بوی خوش تو هر که ز باد صبا شنید ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 244

معاشران گره از زلف یار باز کنید ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 245

الا ای طوطی گویای اسرار ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 246

عید است و آخر گل و یاران در انتظار ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 247

صبا ز منزل جانان گذر دریغ مدار ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 248

ای صبا نکهتی از کوی فلانی به من آر ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 249

ای صبا نکهتی از خاک ره یار بیار ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 250

روی بنمای و وجود خودم از یاد ببر ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 251

شب وصل است و طی شد نامه هجر ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 252

گر بود عمر به میخانه رسم بار دگر ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 253

ای خرم از فروغ رخت لاله زار عمر ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 254

دیگر ز شاخ سرو سهی بلبل صبور ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 255

یوسف گمگشته بازآید به کنعان غم مخور ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 256

نصیحتی کنمت بشنو و بهانه مگیر ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 257

روی بنما و مرا گو که ز جان دل برگیر ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 258

هزار شکر که دیدم به کام خویشت باز ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 259

منم که دیده به دیدار دوست کردم باز ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 260

ای سرو ناز حسن که خوش می روی به ناز ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 261

درآ که در دل خسته توان درآید باز ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 262

حال خونین دلان که گوید باز ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 263

بیا و کشتی ما در شط شراب انداز ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 264

خیز و در کاسه زر آب طربناک انداز ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 265

برنیامد از تمنای لبت کامم هنوز ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 266

دلم رمیده لولی وشیست شورانگیز ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 267

ای صبا گر بگذری بر ساحل رود ارس ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 268

گلعذاری ز گلستان جهان ما را بس ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 269

دلا رفیق سفر بخت نیکخواهت بس ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 270

درد عشقی کشیده ام که مپرس ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 271

دارم از زلف سیاهش گله چندان که مپرس ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 272

بازآی و دل تنگ مرا مونس جان باش ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 273

اگر رفیق شفیقی درست پیمان باش ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 274

به دور لاله قدح گیر و بی ریا می باش ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 275

صوفی گلی بچین و مرقع به خار بخش ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 276

باغبان گر پنج روزی صحبت گل بایدش ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 277

فکر بلبل همه آن است که گل شد یارش ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 278

شراب تلخ می خواهم که مردافکن بود زورش ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 279

خوشا شیراز و وضع بی مثالش ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 280

چو برشکست صبا زلف عنبرافشانش ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 281

یا رب این نوگل خندان که سپردی به منش ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 282

ببرد از من قرار و طاقت و هوش ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 283

سحر ز هاتف غیبم رسید مژده به گوش ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 284

هاتفی از گوشه میخانه دوش ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 285

در عهد پادشاه خطابخش جرم پوش ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 286

دوش با من گفت پنهان کاردانی تیزهوش ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 287

ای همه شکل تو مطبوع و همه جای تو خوش ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 288

کنار آب و پای بید و طبع شعر و یاری خوش ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 289

مجمع خوبی و لطف است عذار چو مهش ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 290

دلم رمیده شد و غافلم من درویش ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 291

ما آزموده ایم در این شهر بخت خویش ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 292

قسم به حشمت و جاه و جلال شاه شجاع ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 293

بامدادان که ز خلوتگه کاخ ابداع ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 294

در وفای عشق تو مشهور خوبانم چو شمع ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 295

سحر به بوی گلستان دمی شدم در باغ ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 296

طالع اگر مدد دهد دامنش آورم به کف ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 297

زبان خامه ندارد سر بیان فراق ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 298

مقام امن و می بی غش و رفیق شفیق ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 299

اگر شراب خوری جرعه ای فشان بر خاک ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 300

هزار دشمنم ار می کنند قصد هلاک ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 301

ای دل ریش مرا با لب تو حق نمک ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 302

خوش خبر باشی ای نسیم شمال ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 303

شممت روح وداد و شمت برق وصال ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 304

دارای جهان نصرت دین خسرو کامل ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 305

به وقت گل شدم از توبه شراب خجل ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 306

اگر به کوی تو باشد مرا مجال وصول ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 307

هر نکته ای که گفتم در وصف آن شمایل ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 308

ای رخت چون خلد و لعلت سلسبیل ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 309

عشقبازی و جوانی و شراب لعل فام ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 310

مرحبا طایر فرخ پی فرخنده پیام ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 311

عاشق روی جوانی خوش نوخاسته ام ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 312

بشری اذ السلامه حلت بذی سلم ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 313

بازآی ساقیا که هواخواه خدمتم ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 314

دوش بیماری چشم تو ببرد از دستم ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 315

به غیر از آن که بشد دین و دانش از دستم ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 316

زلف بر باد مده تا ندهی بر بادم ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 317

فاش می گویم و از گفته خود دلشادم ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 318

مرا می بینی و هر دم زیادت می کنی دردم ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 319

سال ها پیروی مذهب رندان کردم ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 320

دیشب به سیل اشک ره خواب می زدم ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 321

هر چند پیر و خسته دل و ناتوان شدم ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 322

خیال نقش تو در کارگاه دیده کشیدم ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 323

ز دست کوته خود زیر بارم ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 324

گر چه افتاد ز زلفش گرهی در کارم ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 325

گر دست دهد خاک کف پای نگارم ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 326

در نهانخانه عشرت صنمی خوش دارم ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 327

مرا عهدیست با جانان که تا جان در بدن دارم ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 328

من که باشم که بر آن خاطر عاطر گذرم ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 329

جوزا سحر نهاد حمایل برابرم ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 330

تو همچو صبحی و من شمع خلوت سحرم ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 331

به تیغم گر کشد دستش نگیرم ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 332

مزن بر دل ز نوک غمزه تیرم ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 333

نماز شام غریبان چو گریه آغازم ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 334

گر دست رسد در سر زلفین تو بازم ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 335

در خرابات مغان گر گذر افتد بازم ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 336

مژده وصل تو کو کز سر جان برخیزم ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 337

چرا نه در پی عزم دیار خود باشم ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 338

من دوستدار روی خوش و موی دلکشم ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 339

خیال روی تو چون بگذرد به گلشن چشم ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 340

من که از آتش دل چون خم می در جوشم ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 341

گر من از سرزنش مدعیان اندیشم ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 342

حجاب چهره جان می شود غبار تنم ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 343

چل سال بیش رفت که من لاف می زنم ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 344

عمریست تا من در طلب هر روز گامی می زنم ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 345

بی تو ای سرو روان با گل و گلشن چه کنم ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 346

من نه آن رندم که ترک شاهد و ساغر کنم ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 347

صنما با غم عشق تو چه تدبیر کنم ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 348

دیده دریا کنم و صبر به صحرا فکنم ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 349

دوش سودای رخش گفتم ز سر بیرون کنم ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 350

به عزم توبه سحر گفتم استخاره کنم ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 351

حاشا که من به موسم گل ترک می کنم ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 352

روزگاری شد که در میخانه خدمت می کنم ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 353

چو گل هر دم به بویت جامه در تن ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 354

افسر سلطان گل پیدا شد از طرف چمن ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 355

خوشتر از فکر می و جام چه خواهد بودن ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 356

دانی که چیست دولت دیدار یار دیدن ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 357

منم که شهره شهرم به عشق ورزیدن ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 358

ای روی ماه منظر تو نوبهار حسن ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 359

گلبرگ را ز سنبل مشکین نقاب کن ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 360

صبح است ساقیا قدحی پرشراب کن ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 361

ز در درآ و شبستان ما منور کن ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 362

ای نور چشم من سخنی هست گوش کن ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 363

کرشمه ای کن و بازار ساحری بشکن ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 364

بالابلند عشوه گر نقش باز من ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 365

چون شوم خاک رهش دامن بیفشاند ز من ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 366

نکته ای دلکش بگویم خال آن مه رو ببین ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 367

شراب لعل کش و روی مه جبینان بین ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 368

می فکن بر صف رندان نظری بهتر از این ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 369

به جان پیر خرابات و حق صحبت او ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 370

گفتا برون شدی به تماشای ماه نو ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 371

مزرع سبز فلک دیدم و داس مه نو ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 372

ای آفتاب آینه دار جمال تو ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 373

ای خونبهای نافه چین خاک راه تو ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 374

ای قبای پادشاهی راست بر بالای تو ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 375

تاب بنفشه می دهد طره مشک سای تو ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 376

مرا چشمیست خون افشان ز دست آن کمان ابرو ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 377

خط عذار یار که بگرفت ماه از او ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 378

گلبن عیش می دمد ساقی گلعذار کو ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 379

ای پیک راستان خبر یار ما بگو ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 380

خنک نسیم معنبر شمامه ای دلخواه ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 381

عیشم مدام است از لعل دلخواه ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 382

گر تیغ بارد در کوی آن ماه ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 383

وصال او ز عمر جاودان به ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 384

من ترک عشق شاهد و ساغر نمی کنم ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 385

به مژگان سیه کردی هزاران رخنه در دینم ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 386

حالیا مصلحت وقت در آن می بینم ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 387

گرم از دست برخیزد که با دلدار بنشینم ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 388

در خرابات مغان نور خدا می بینم ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 389

غم زمانه که هیچش کران نمی بینم ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 390

خرم آن روز کز این منزل ویران بروم ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 391

گر از این منزل ویران به سوی خانه روم ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 392

آن که پامال جفا کرد چو خاک راهم ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 393

دیدار شد میسر و بوس و کنار هم ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 394

دردم از یار است و درمان نیز هم ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 395

ما بی غمان مست دل از دست داده ایم ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 396

عمریست تا به راه غمت رو نهاده ایم ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 397

ما بدین در نه پی حشمت و جاه آمده ایم ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 398

فتوی پیر مغان دارم و قولیست قدیم ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 399

خیز تا از در میخانه گشادی طلبیم ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 400

ما ز یاران چشم یاری داشتیم ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 401

صلاح از ما چه می جویی که مستان را صلا گفتیم ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 402

ما درس سحر در ره میخانه نهادیم ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 403

بگذار تا ز شارع میخانه بگذریم ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 404

خیز تا خرقه صوفی به خرابات بریم ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 405

بیا تا گل برافشانیم و می در ساغر اندازیم ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 406

صوفی بیا که خرقه سالوس برکشیم ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 407

دوستان وقت گل آن به که به عشرت کوشیم ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 408

ما شبی دست برآریم و دعایی بکنیم ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 409

ما نگوییم بد و میل به ناحق نکنیم ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 410

سرم خوش است و به بانگ بلند می گویم ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 411

بارها گفته ام و بار دگر می گویم ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 412

گر چه ما بندگان پادشهیم ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 413

فاتحه ای چو آمدی بر سر خسته ای بخوان ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 414

چندان که گفتم غم با طبیبان ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 415

می سوزم از فراقت روی از جفا بگردان ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 416

یا رب آن آهوی مشکین به ختن بازرسان ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 417

خدا را کم نشین با خرقه پوشان ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 418

شاه شمشادقدان خسرو شیرین دهنان ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 419

بهار و گل طرب انگیز گشت و توبه شکن ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 420

ناگهان پرده برانداخته ای یعنی چه ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 421

در سرای مغان رفته بود و آب زده ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 422

ای که با سلسله زلف دراز آمده ای ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 423

دوش رفتم به در میکده خواب آلوده ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 424

از من جدا مشو که توام نور دیده ای ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 425

دامن کشان همی شد در شرب زرکشیده ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 426

از خون دل نوشتم نزدیک دوست نامه ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 427

چراغ روی تو را شمع گشت پروانه ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 428

سحرگاهان که مخمور شبانه ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 429

ساقی بیا که شد قدح لاله پر ز می ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 430

به صوت بلبل و قمری اگر ننوشی می ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 431

لبش می بوسم و در می کشم می ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 432

مخمور جام عشقم ساقی بده شرابی ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 433

ای که بر ماه از خط مشکین نقاب انداختی ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 434

ای دل مباش یک دم خالی ز عشق و مستی ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 435

با مدعی مگویید اسرار عشق و مستی ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 436

آن غالیه خط گر سوی ما نامه نوشتی ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 437

ای قصه بهشت ز کویت حکایتی ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 438

سبت سلمی بصدغیها فوادی ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 439

دیدم به خواب دوش که ماهی برآمدی ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 440

سحر با باد می گفتم حدیث آرزومندی ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 441

چه بودی ار دل آن ماه مهربان بودی ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 442

به جان او که گرم دسترس به جان بودی ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 443

چو سرو اگر بخرامی دمی به گلزاری ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 444

شهریست پرظریفان و از هر طرف نگاری ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 445

تو را که هر چه مراد است در جهان داری ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 446

صبا تو نکهت آن زلف مشک بو داری ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 447

بیا با ما مورز این کینه داری ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 448

ای که در کوی خرابات مقامی داری ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 449

ای که مهجوری عشاق روا می داری ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 450

روزگاریست که ما را نگران می داری ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 451

خوش کرد یاوری فلکت روز داوری ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 452

طفیل هستی عشقند آدمی و پری ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 453

ای که دایم به خویش مغروری ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 454

ز کوی یار می آید نسیم باد نوروزی ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 455

عمر بگذشت به بی حاصلی و بوالهوسی ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 456

نوبهار است در آن کوش که خوشدل باشی ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 457

هزار جهد بکردم که یار من باشی ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 458

ای دل آن دم که خراب از می گلگون باشی ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 459

زین خوش رقم که بر گل رخسار می کشی ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 460

سلیمی منذ حلت بالعراق ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 461

کتبت قصه شوقی و مدمعی باکی ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 462

یا مبسما یحاکی درجا من اللالی ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 463

سلام الله ما کر اللیالی ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 464

بگرفت کار حسنت چون عشق من کمالی ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 465

رفتم به باغ صبحدمی تا چنم گلی ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 466

این خرقه که من دارم در رهن شراب اولی ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 467

زان می عشق کز او پخته شود هر خامی ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 468

که برد به نزد شاهان ز من گدا پیامی ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 469

انت روائح رند الحمی و زاد غرامی ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 470

سینه مالامال درد است ای دریغا مرهمی ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 471

ز دلبرم که رساند نوازش قلمی ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 472

احمد الله علی معدله السلطان ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 473

وقت را غنیمت دان آن قدر که بتوانی ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 474

هواخواه توام جانا و می دانم که می دانی ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 475

گفتند خلایق که تویی یوسف ثانی ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 476

نسیم صبح سعادت بدان نشان که تو دانی ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 477

دو یار زیرک و از باده کهن دومنی ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 478

نوش کن جام شراب یک منی ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 479

صبح است و ژاله می چکد از ابر بهمنی ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 480

ای که در کشتن ما هیچ مدارا نکنی ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 481

بشنو این نکته که خود را ز غم آزاده کنی ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 482

ای دل به کوی عشق گذاری نمی کنی ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 483

سحرگه ره روی در سرزمینی ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 484

تو مگر بر لب آبی به هوس بنشینی ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 485

ساقیا سایه ابر است و بهار و لب جوی ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 486

بلبل ز شاخ سرو به گلبانگ پهلوی ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 487

ای بی خبر بکوش که صاحب خبر شوی ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 488

سحرم هاتف میخانه به دولتخواهی ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 489

ای در رخ تو پیدا انوار پادشاهی ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 490

در همه دیر مغان نیست چو من شیدایی ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 491

به چشم کرده ام ابروی ماه سیمایی ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 492

سلامی چو بوی خوش آشنایی ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 493

ای پادشه خوبان داد از غم تنهایی ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 494

ای دل گر از آن چاه زنخدان به درآیی ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←

غزل شماره 495

می خواه و گل افشان کن از دهر چه می جویی ...

برای دیدن تعبیر کلیک کنید ←